الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
54
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
ديگر اينكه شفاعت پيغمبر ( ص ) باشد ودر ( تفسير كبير ) نسبت اختيار اين وجه را به ابن انبارى داده وگفته استشهاد كرده به اين بيت : صل لذي العرش واتخذ قدما * ينجيك يوم العشار والزلل ومعلوم است كه اين شعر شاهد معنى أول است ، ودلالت بر اراده شفاعت به هيچ وجه ندارد ، وشايد غلط از نسخه باشد ، اگر چه قدرى بعيد است والله أعلم . وبعضي قدم را به مقام تفسير كرده اند ، وظاهرا به علاقة اين است كه قيام به أو واقع مىشود . ودر تفسير ( حقايق التأويل ) گاهى تفسير به سابقه عظيمه به حسب عنايت أولى وگاهى به مقام قرب حاصل از تخصص وتشريف أزلي به حسب اجتباء رباني شده ، وهر دو مناسب است با آنچه در اخبار أهل بيت عليهم السلام وارد شده كه گاهى تفسير به شفاعت شده وگاهى به ولايت وگاهى بوجود مقدس نبوي ، ومرجع هر سه يك است ، چه مقصود از دارائى پيغمبر ( ص ) دارائى شفاعت أو است ، وحصول شفاعت بي أصول ولايت صورت پذير نيست ، ودر اين فقره زيارة هيچ يك از اين معاني مناسبتى ندارد مگر معنى ولايت كه آن هم بغايت بعيد است . وبهترين وجوه به حسب عربيت در آية كريمه ودر فقره زيارة اينست كه لفظ قدم صدق استعاره باشد مثل يد الشمال وتثبيت ترشيح اين استعاره است ، ومراد اين باشد كه پاى راستى مرا ثابت كند در نزد شما ، كنايت از اينكه مرا به صدق أرادت وحق عقيدت در دنيا وآخرت با شما داشته باشد ، وآنى در هيچ نشأه مرا با شما كذب وخيانتى نباشد . واز اينجا معلوم مىشود كه آنچه در ( كشاف ) وكلام اتباع أو مثل رازي وبيضاوى ونيشابورى وغير ايشان واقع شده ، از اينكه اضافه قدم به صدق از براي تأكيد است كه محصل معنى أو اين باشد كه " لهم قدم صدقا " مثلا وجهي ندارد ، وبغايت از ذوق سليم دور است ، وچون نتيجة اين قدم صدق به نحوى